سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين
17
ضياء الخافقين
مىنمود وسپس به همكارى با نشريهى « ضياء الخافقين » پرداخت . اين نشريه به دو زبان انگليسى وعربى چاپ مىشد ودر هر شماره چند مقاله درباره مفاسد حكومت وخرابى أوضاع إيران با امضاى « السيد » يا « سيد الحسيني » ويا رمز ونام مستعار انتشار مىداد . نخستين شمارهء اين نشريه در شباط 1892 م - يكصد وپنج سال پيش - انتشار يافت وسيد نامهء خود را كه در بصره براي ميرزاى شيرازي فرستاده بود ، در شماره دوم آن چاپ نمود ونامه دوم خود را در شماره سوم آن با رمز : ك ، ه ، ف ، ق ، س ، ط . ( كهف ، قسط ) منتشر ساخت . البتة با توجه به سبك نگارش ومحتواى مقالات وامضاهاى متعدد موجود در ذيل آنها مىتوان به طور قاطع گفت كه أغلب مقالات ضياء الخافقين ، به قلم سيدجمال الدين نبوده است . توزيع اين مجله در اروپا ، وسپس ارسال آن به إيران ، توسط پست ، واكنشهاى گوناگونى را ايجاد كرد . . . بعضي از افراد ترسو وبزدل ويا وابسته به دربار ، با فحش وناسزا ! از آن استقبال ! نمودند ، وبعضي ديگر ، از وصول نشريه به نام آنها دچار ترس وسرگيجه شدند ! در مجموعه نامههاى موجود در خانه امين الضرب ، كه در كتاب اسناد ومدارك منتشر شده درباره سيد ، درج شده است ، نامه هائى در اين زمينه وجود دارد كه براي شناخت چگونگى واكنشها ! يكى دو نمونه را نقل مىكنيم : آقا محمد بن حاج عبد المجيد أصفهاني ، نمايندهء حاجى محمدحسن در مارسيل Marseil ، در نامه مؤرخ 3 جمادى الأولى 1309 ه مىنويسد : « . . . عرض ديگر از قرار روزنامهجات فرانسه كه يوم قبل جناب جلالت مآب نظر آقا يك دانه روزنامه فرستاده بود شرحي از خيالات فاسد بىمعنى نوشته بودند ، اينست كه عرض مىشود . در روزنامهء چاپ لندن نوشتهاند كه سيدجمال الدين افغانى به لندن رفته است وبا ملكم خان نمك به حرام همدست وهمعهد شدهاند . شرح مزخرفى در مذمت إيران ووزراى إيران من جمله وزير أعظم